سیزدهم - تاریخ: 1396/1/14 ساعت: 18:13
سال هاست که می خواهم انقلابی کنم و سیزده به در را تحریم کنم . چون از رسم ریختن در طبیعت و جوجه زدن و حکم و وسطی بازی کردن متنفرم و هیچ چیز هیجان انگیزی در آن نمی یابم . امسال پایم را کردم در یک کفش و از میان برنامه ی سفر خانواده گریختم و به خانه پناه آوردم و حالا که دقایقی از روز سیزدهم شروع شده با
نداشتن ها - تاریخ: 1396/1/14 ساعت: 18:13
- اولین سالیه که سیزده به در دارم میرم سینما ... یعنی تو این سی سال و اندی هیچ وقت سیزده به در نرفتم سینما و حتی بهش فکرم نکردم ... تو به من چیزایی رو دادی که هیچ وقت تجربه شون نکرده بودم ... من با تو یه دنیای دیگه دیدم .. تو دنیای منو عوض کردی ... باور کردنی نیست من دنیای یک نفر دیگه رو عوض کرده با
از شکاف های ذهن - تاریخ: 1396/1/14 ساعت: 18:13
اصلا یک جور غریبی است . مغزت یک چیزی می گوید و دوباره یک جای دیگری از مغزت یک چیز  دیگر . من نمی دانم چرا همیشه همان بخشی که چرت و پرت می گوید پیروز میدان است ! برای من هم این وضعیت شده یک جور آزمون که ببینم در این سن بلاخره می توانم یک واکنش منطقی داشته باشم یا نه . خدا کمکم کند . اصلا همین فر
بیخودی های بیخود - تاریخ: 1396/1/14 ساعت: 18:13
بیخودی خوشحالم .از این بیخودی های خودم بدم می آید . بیخودی استرس می گیرم ، بیخودی گریه می کنم ، بیخودی داد و هوار می کشم و بیخودی هم خوشحال و پرانرژی می شوم . ترجیح می دادم دلیل همه حس هایم را می دانستم که در مواقع لزوم هم می توانستم تغییرشان بدهم .   پی نوشت : از همین امروز تا آخر هفته باید خودم را...
باران تند بهاری - تاریخ: 1396/1/14 ساعت: 18:13
باران که می بارد دلم می خواهد گوگوش بگذارم ، آهنگ های قدیمی اش را ، و فکر کنم الان دهه ی چهل خورشیدی است و من هم زنی خانه دار که در خانه اش نشسته و بی دغدغه باران را می نگرد و با صدای بمِ گوگوش و آهنگ های عاشقانه اش زندگی می کند ! در خیالاتم سُر می خورم و با خودم می خوانم : تو مثل قله های مه گرفته ،...